الفيض الكاشاني
461
راه روشن ترجمه كتاب المحجه البيضاء فى تهذيب الاحياء ( فارسى )
اما درجات حسد چهار است : اوّل اين كه زوال نعمت را از محسود بخواهد ، اگر چه نعمت به وى نرسد و اين كمال پليدى است . دوّم اين كه به خاطر ميل به نعمتى كه در دست محسود است زوال آن را مىخواهد ؛ مانند اين كه به خانهء خوب يا زن زيبا يا حكومت نافذ و گستردهاى كه ديگرى به آن رسيده است حسد ورزد و دوست داشته باشد كه او نيز از چنان نعمتى برخوردار باشد . نه آن كه زوال آن را بخواهد و نداشتن آن نعمت برايش ناخوشايند باشد نه اين كه چرا ديگرى از آن برخوردار است . سوّم اين كه عين آن نعمت را نخواهد بلكه نظيرش را براى خود بخواهد ، و اگر از به دست آوردن نظير آن ناتوان شود زوالش را از محسود دوست بدارد تا تفاوت ميان آن دو آشكار نشود . چهارم اين كه نظير نعمت محسود را براى خود بخواهد و اگر به دست نياورد زوال نعمت را از محسود نمىخواهد و اين قسم آخر ( چهارم ) اگر در مورد دنيا باشد مورد عفو است و اگر در مورد دين باشد مستحّب است ، و در قسم سوّم ، هم مورد نكوهيده و هم غير نكوهيده وجود دارد ؛ و قسم دوّم سبكتر از سوّم است و اوّلى نكوهيدهء محض است و قسم دوّم از باب مجاز حسد ناميده شده ولى نكوهيده است خداى متعال فرمود : وَ لا تَتَمَنَّوْا ما فَضَّلَ اللَّهُ بِهِ بَعْضَكُمْ عَلى بَعْضٍ « 176 » از اين رو آنگاه كه شخص حسود نظير نعمتى را كه محسود دارد آرزو مىكند عملش نكوهيده نيست ، امّا عين آن نعمت را آرزو كردن نكوهيده است . شرح عوامل حسد و منافست ( 1 ) امّا عامل منافست دوستى چيزى است كه در آن حسد مىورزد . اگر منافست در امر دينى باشد عامل آن محبّت خداى متعال و بندگى اوست ، و اگر امرى دنيوى باشد عامل آن محبّت مباحهاى دنيا و برخوردارى از نعمتهاى آن است . ما اكنون در حسد نكوهيده بحث مىكنيم . براستى راههاى ورود حسد بسيار است
--> ( 176 ) نساء / 32 : برتريهايى را كه خداوند نسبت به بعضى از شما بر بعضى ديگر قرار داده آرزو نكنيد .